بسم رب المهدی

اینقدر که سریال ها رو دنبال می کنی که ببینی چی میشه

وقتی هم نبینی از صد تا می پرسی دیشب خوابم برد نتونستم ببینم...

پرسیدی این جمعه چه خبر؟از امام زمان(عج)چه خبر؟

به اندازه یه سریال واسه حضرت ارزش قائلی...!؟

خسته

بسم رب المهدی

از "سامورایی" ها خسته شدم

دلم یک ناجی "سامرا"یی می خواهد ...

*العجل خورشید سامرا

بیا

بسم رب المهدی

یک روز به آخر جهان مانده، بیا

دل، یخ زده روی دست مان مانده، بیا

دنیا همه گور عاشقان است، بیا

یک قبر هنوز بی نشان مانده، بیا

*عباس احمدی

يا مَنْ لاتُخْلِفُ الْميعادَ

بسم رب المهدی

آن عزيزى 

که چشمانمان را در حسرت ديدار گذاشته 

و دلمان را به انتظار نشانده، 

در قنوت نمازش - که مقطع حساس دعا در نماز است - 

براى ظهور خود دعا مى کند:

اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ... يا مَنْ لاتُخْلِفُ الْميعادَ... أَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى واجْمَعْ لى أَصْحابى...

محمدباقر انصاری زنجانی

حضورى سبز, ظهورى نورانى

بسم رب المهدی

مى دانم كه می آيى اى سوار سبز پوش و در همه قلب هاى جارى مى شوى.

مهدى جان! تو در همه قلبها جاى دارى و ما سرگردان در پى تو, نجواى آشنايت را نمى شنويم و جهنم لحظه هاى بدون تو را حس نمى كنيم. در حالى كه لحظه ها بى تو مرده اند و اين ماييم كه در لحظه ها اسير مانده ايم و تو منتظر ظهور مايى. اين ماييم كه در حصار زمان اسير مانده ايم, با حسرتى كه تمام وجودمان را سوزانده است ما مانده ايم و اى كاش هاما مانده ايم و نواى ((ليت شعرى))ها... .

كاش مى توانستم تو را ببينم و عطر خوشت را كه در همه عالم پراكنده است, احساس كنم و صداى آشنايت را بشنوم.

كاش براى لحظه اى حضور سبز تو را احساس مى كردم و وجود پوشالى ام را پر مى كردم از نسيمى كه يك روز جمعه از مكه مى وزد و تمام عالم را نوازش مى كند.

كاش ندبه هايمان در گوش زمان مى پيچيد و ظهور نورانيت فرا مى رسيد و جهان پر از آواز حضورت مى شد.

و اى كاش مى دانستم كه در كدامين فراسو, به انتظارمان نشسته اى و در كدامين نقطه از اين جهان خلاصه شده اى.

قاصدكها, تو را در جمكران ديده اند و كبوترها خبر بودنت را در كربلا داده اند. پرستوها مى گويند كه تو در خانه خدا نور را بين انسانها قسمت مى كنى و پروانه ها مى گويند: لاى گلبرگهاى گل محمدى پنهان شده اى, و عاشقان مى گويند: هر صبح جمعه بين ندبه خوانان مى نشينى و ندبه مى كنى. ولى احساسم به من مى گويد كه اينجايى و قلبم گواهى مى دهد كه تو را مى بيند و وجودم خوب مى داند كه سرانجام يك روز از سمت آسمان مىآيى و پر از خاطره ظهر عاشورايى.

مهدى جان! بگو, بگو, در كدامين گوشه صبر ايستاده اى. اين همه تاريكى و ظلمت را نمىآورد و شانه هايمان تحمل اين همه نامردمى ها را ندارد.

خداوندا! موعودمان را برسان و ما را از اين همه تاريكى برهان.

مریم رحمت پور

آخرین آدینه

بسم رب المهدی


آخرین آدینه فصل زمستانی گذشت

باز سالی در فراق یار پنهانی گذشت


سوسن و مینا و لاله بر سر راهت دمید

بر گذرگاهت هزاران جان به قربانی گذشت


گاه می گریم به شوق نوبهار روی تو

باز می گویم بیا آن شام بارانی گدشت


کاش با نوروز باز آیی به گلزار جهان

با تو فصل محنت و رنج زمستانی گذشت


اللهم عجل لوليك الفرج‬

.!

بسم رب المهدی

هر چقدر من برای تو کم می گذارم

تو برای من زیاد گرو می گذاری

.

.

.

آبرو را می گویم ...

آن روز که بیایی

بسم رب المهدی


یک روز می رسد

که برای صرف افعال

از مفرد مذکر غائب شروع نمی کنیم

آن روز که بیایی ...

ج.م.ع.ه

بسم رب المهدی


آقا! نماز جمعه ی این هفته با تو

پای برهنه آمدن تا کوفه با ما ...



*علی اکبر لطیفیان

یار نادیده

بسم رب المهدی


وقتی عاشق جمال نادیده ای باشی

دوست داری به هر بهانه ای به هر کسی سلام کنی

مبادا ثانیه ای لذت هم صحبتی با یار را از دست بدهی


* السلام علیک حین تهلل و تکبر

شاید همین نزدیکی باشد این روز...

اللهم انی اجدد له ...

بسم رب المهدی


دلت که هوایی باشد

شب و روز نمیشناسد

حتی پیش می آید

که شب ها هم دعای عهد بخوانی...


* بیعة له فی عنقی لا احول عنها و لا ازول ابدا ...

نمی آیی؟

بسم رب المهدی


درون سینه ی ما عشق یخ زده آقا

تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

*سید امیرحسین میرحسینی


آرزو

بسم رب المهدی

روزهایی را آرزو دارم

که برای اثبات حرف راست

نیازی به قسم خوردن نباشد

*او خواهد آمد...